پارت صد و چهل و نهم :

- دیگه وقتشه حقایق رو بپذیری دخترم. من پدرتم و نمیخوام توی این منجلاب دست و پا بزنی پس فقط قبولش کن به عنوان سرنوشت و زندگی خودت رو بساز.
حالت پیچیدهٔ او با احساسی همراه بود که نمی‌توانستم متوجه شوم؛ شاید افسردگی، مخلوط با ناراحتی و درد از اینکه دخترش دلبسته یک آدمی شده که زمین تا آسمان با او فرق داشت.
- از این به بعد خواستگار ها رو رد نمیکنم.
غمگین سرم را به آرامی تکان دادم. او

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    همیشه اونی نمیشه که ما دلمون میخواد ،امیدوارم سروناز بتونه با این قضیه کنار بیاد ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • محدثه کمالی | نویسنده رمان

    متأسفانه 💔💕🫂

    ۲ سال پیش
کپی شد!